تبلیغات
وبلاگ شخصی ابراهیم میری

شرقی ترین پسر ایران زمین

امروز:


تاریخ:سه شنبه 15 اردیبهشت 1394-09:37 ب.ظ

آغوش

اگه آغوشــــتو محکـــــم گـــرفتـــم
دارم از بی کســـی هام دور میـــشم

نفس هاتـو تو آغوشـــــم رها کــــن
من از بوییدنت مغـــــرور می شـــم

من اون قدر عاـــشقت هستم که تنها
فقطـ دنیــــا رو با تو دوســـــت دارم

 تو هر جایــــــی از این دنیا که باشی
صدای خــــــنده هاتو دوســـــت دارم



تاریخ:سه شنبه 15 اردیبهشت 1394-12:55 ق.ظ

می جویم تو را ...

تو را می جویم ! 
تو را در لحظه لحظه زندگی در تمام نفس های بی نام و نشانم می جویم 
تو را در لحظه های ناب عشق می جویم 
تو را در واپسین نفس های پاک می جویم
تو را در لحظه های انتظار می جویم  
هنوز عطر تو را در گلهای بهار میجویم و با هر گل تو را می بینم 
شبهای تنهایی و غم هنوز بوی مهربانی و همزبانی تو را میدهد ! 
تو را می جویم ای شبگرد عاشق 
دستهای تو را میخواهم ای گلبرگ عاشق 
چگونه فراموش کنم تو را ؟ 
تو که در گوشه تنهایی هایم با من گریستی و مرا یار بودی ؟ 
به یادت هستم و فراموشت نخواهم کرد 
اگر دنیا فراموشم کند فراموشت نخواهم کرد . 
به طوفان بلا گرفتارم کند فراموشت نخواهم کرد 
 
تو را می جویم ای شبگرد عاشق 
تو را می بویم ای گلبرگ عاشق 

تو را می جویم 




تاریخ:چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394-12:25 ب.ظ

نیایش زیبا

" ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ "
ﺑﺮﮒ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺯﻭﺍﻝ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ ﻭ ﻣﻴﻮﻩ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻤﺎﻝ
ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻡ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺒﺮ
" ﺑﺎﺭﺍﻟﻬﺎ "
ﺯﻣﻴﻦ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻟﺘﻨﮓ
ﺑﺮ ﻣﻦ ﺧﺮﺩﻩ ﻧﮕﻴﺮ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﻻﻧﻢ ...
ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﺳﻢ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ
" ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ "
ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﭘﻴﻤﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻢ , ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ
ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎ " ﺧﺪﺍ " ﺑﺎﺷﻢ ﻧﻪ ﻧﺎﺧﺪﺍ
" ﺑﺎﺭﺍﻟﻬﺎ "
ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﮕﻴﺮ ﺍﮔﺮ ﮔﺎﻫﻲ "ﺯﺑﺎﻧﻢ " ﺍﺯﺷﮑﺮﺕ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﺍﻳﺴﺘﺪ
ﺗﻘﺼﻴﺮﻱ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻗﺎﺻﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻢ ﻣﻴﺂﻭﺭﺩ ﺩﺭﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺍﺕ ....
ﻟﮑﻨﺖ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﻳﻢ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺕ !
ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ
ﺫﮐﺮ ﺧﻴﺮﺕ ﺟﺎﺭﻳﺴﺖ
ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻨﺪﮔﻲ ﺗﻮ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﻳﮏ ﺩﻟﻴﻞ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻲ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺑﺮﺍﻳﻢ " ﺧﺪﺍﻳﻲ " ﻣﻴﮑﻨﻲ




تاریخ:سه شنبه 25 فروردین 1394-11:36 ب.ظ

با خدا ...

در تند باد حوادث خود را به خدا پسپار ! 

نا خدا اگر با خدا باشد در به دریا میزند بی آن که از فردای خود با خبر باشد و در این دریای پر از حوادث سکان کشتی خود را به خدایی میسپارد که عالم و است و عادل . خدایی که روزی مورچه ای را در کف دریا میرساند بنده ای که به او روح خدایی داده را فراموش نمیکند . پس از خدا بخواه که اوست دانای توانا 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ 
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه ملک اوست و او خدای بلند مرتبه بزرگ است. 
قرآن کریم - سوره شوری آیه 4




تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-01:26 ب.ظ

میم مثل مادر ...

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مث بچگی هام  لالایی هاتو دوست دارم

سادگی ها تو دوست دارم ، خستگی ها تو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم



تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-12:54 ق.ظ

کعبه به جز خانه دل نیست ...

هم وطنم سلام دقایقی قصد دارم بازگو کنم برایت آنچه شنیده ای 
سی سال پیش در حالی که مردم بی دفاع کشورم سر گرم ساختن دوباره وطنشان بودند ارتش تا دندان مسلح حزب بعث به کشورم حمله کرد و بیش از دویست هزار نفر از  جوانان کشورم را به خاک و خون کشید . نه مرداد سال 66 بود که هموطنانم از زن و مرد به جرم برائت از مشرکین زیر چکمه های سربازان آل سعود به خاک و خون کشیده شدند و از آن روز هر روز و هر روز تیر خصم خود فروختگان آل سعود به قلب وطنم میخورد و سکوت میکنیم . امروز شنیدیم دست ناپاک سربازان بی شرف آل سعود به سمت حرمت زائران حریم امن الهی دراز شده و افسوس و صد افسوس که یادمان رفته کعبه هایی زیادی در این کشور هستند که می بایست دور آنان بگردیم !  
به خاطر بیاوریم در این مرز و بوم جوانان زیادی به خاطر فقر و تنگ دستی به سمت هزاران راه گم راه کشیده میشوند. 
به خاطر بیاوریم دختران زیادی به خاطر نداشتن جهیزیه و فقر با اشک سر به خواب رویاهای خود میگذارند . 
به خاطر بیاوریم پدران زیادی شب با دستهای پینه زده از شدت کار و زحمت سر شرم جلوی زن و فرزند خود فرود می آورند. 
به خاطر بیاوریم کودکانی که به جای تحصیل در مدرسه در خیابان برای لقمه ای نان تن به کار داده اند تا شب به جای مشق شب مشق زنده بودند بیاموزند . 
دلم میگیرد از مردمی که خدا یی که خود گفته مرا در قلب مستمندان و فقیران جستجو کنید در خانه ای جستجو میکنند  که از سنگ و گل است . و پول خود را به جیب شیوخی میریزند که افسار سیری گسیخته اند و با شیاطین دنیا خوار خون بی گناه و بی پناه را در شیشه کردنده . 
نمیدانم چند نفر درد دلم را خواهند خواند اما میدانم روزی کسی خواهد آمد که حرف دلم را به دنیا بزند . به امید آن روز ....






  • تعداد صفحات :67
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...