تبلیغات
وبلاگ شخصی ابراهیم میری - انسان است و درد هایش

شرقی ترین پسر ایران زمین

امروز:


تاریخ:چهارشنبه 7 اسفند 1392-12:04 ب.ظ

انسان است و درد هایش


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ ﴿۴﴾
براستى كه انسان را در رنج آفریده ‏ایم. سوره بلد آیه 4

به نام خدا !
به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست . به نام خدایی که انسان را در رنج آفرید ! 
خدایا نمیدانم حکمتت را شکر کنم یا از انسانیت خودم گله کنم! 
دلم میخواهد گله کنم و به هیچ قانونی فکر نکنم شاید دیگر فرصت همین گله کردن را هم نداشته باشم . 
شاید روزی بیاید که قدرت تکلم و تعقل را هم از من گرفته باشند . روزی که تنهای تنها باشم 
گاهی فکر میکنم به روزی که در بستر خاک آرمیده ام آن روز از من خواهند پرسید چرا نخواستی ؟ چرا نشدی و چرا .... 
کاش آن روز لبانم جوابی برای درد هایم داشته باشد ! امیدوارم آن روز این فرصت را داشته باشم تا از دردهایم بگویم 
روزی میرسد که همه ی ما  که امروز در روی خاک جولان میکنیم در زیر خاک آرام و بی تکلم هیچ نمیگویم ! آن روز فقط انسان است و درد هایش و تنها داوری نشسته ناظر بر اعمال و کردار ما . 
گاهی دلم میخواهد من باشم و درد هایم من با دردهایم بسیار آشنا هستم ! سالهاست آنها را میشناسم سالهاست آنها را چشیده ام دوست دارم تنهای تنها باشم دور از هر انسانی من دردهایم را از آدمها بیشتر دوست دارم درد های من با من زاده شده اند اما زخم هایی که تو بر پیکر من میزنی با من زاده نشده ! 
پایان 





رهگذر
پنجشنبه 8 اسفند 1392 04:03 ب.ظ
لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک لبیک یا حسین
رهگذر
چهارشنبه 7 اسفند 1392 05:06 ب.ظ
تنهایی ؟ خدا هست تنهایی ؟ ایمان هست تنهایی؟ حسین هست هل من ناصر ینصرنی ؟ از تو میپرسد و پاسخ ؟
پاسخ ابراهیم میری : بی خیال ! جوابی ندارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر