تبلیغات
وبلاگ شخصی ابراهیم میری - گویم سخن را باز گو مردی کرم ز آغاز گو

شرقی ترین پسر ایران زمین

امروز:


تاریخ:چهارشنبه 20 فروردین 1393-05:41 ب.ظ

گویم سخن را باز گو مردی کرم ز آغاز گو

تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
 
هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود
در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
 
درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری
آن ماه رو از لامکان سر در کند در روزنم
 
من آفتاب انورم خوش پرده ها را بر درم
من نو بهارم آمدم تا خارها را بر کنم
 
هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب
من قندها را لذتم بادام ها را روغنم
 
گویم سخن را باز گو مردی کرم ز آغاز گو
هین بی ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
 
گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران
صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم





رهگذر
جمعه 22 فروردین 1393 05:45 ب.ظ
جرا این شعر رو کا مل نذاشتین ؟ ابیات خیلی خیلی زیبایی داره در ادامش
پاسخ ابراهیم میری : در حد احساس خودم گذاشتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر