تبلیغات
وبلاگ شخصی ابراهیم میری - مطالب هفته چهارم مرداد 1393

شرقی ترین پسر ایران زمین

امروز:


تاریخ:چهارشنبه 29 مرداد 1393-01:00 ق.ظ

بارون

من از غروب غربت تو کوچه باغ خلوت

من از سکوت محراب و تو خلسه ی عبادت

از ته چشم آهو دشت گلای شب بو

وقتی به ساز دریا می زنه زخمه پارو

اسم تو رو شنفتم همیشه از تو گفتم




تاریخ:جمعه 24 مرداد 1393-07:29 ب.ظ

لیلایت منم

یک شبی مجنون نمازش راشکست/بی وضو در کوچه لیلی نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود/فارغ ازجام الستش کرده بود

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای/بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دل خونم مکن/من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم/این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم/در رگت پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی/من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلی در دلت انداختم/صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد/گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت/غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی/دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی/بر حریم خانه ام در می زنی

حال،این لیلا که خوارت کرده بود/درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم/صد چو لیلی کشته در راهت کنم



تاریخ:چهارشنبه 22 مرداد 1393-07:33 ب.ظ

چیستی ای نیستی ؟

از چه اینگونه سرکش گشته ای ؟ 
در غرور و کبر و طغیان گم گشته ای 

هست آیا تو را لحظه ی بعدی خبر ؟
یا در این درگه بود روزی از تو اثر ؟

بر گمانم تو ز خاکی ره به افلاکت بود 
نی تو را هر دم به راهی خناست برد 

شعر از ابراهیم میری